سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
معلم و تدریس خصوصی در قم
هرکه بسیار نیکی کند، برادرانش دوستش خواهندداشت . [امام علی علیه السلام]
معلم و تدریس خصوصی در قم
درباره



معلم و تدریس خصوصی در قم


مرتضی[4]
94 سلام کانال ارتباطی آدرس ایمیل و پیام گداشتن روی وبلاگ است. قابل توجه مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان های دولتی و غیردولتی قم : آیا معلم حق التدریس ریاضی می خواهید ؟ اینجانب مرتضی. ف با دو سال سابقه کار(88و89) با مدرک لیسانس ریا ضی که اکنون به خاطر علاقه به تحصیلات حوزوی ساکن قم و طلبه آزاد( بدون شهریه) هستم و وقتم آزاد است. سربازی را گذرانده ام. حاضربه همکاری با مرکز آموزشی شما می باشم . 1-تدریس ریاضی تمامی پایه ها 2- علوم وحرفه فن و زبان انگلیسی راهنمایی

حقایق وصف ناشدنى
((در زندگى دانشمندان و قهرمانان و پاکان یک ذخیره تمام نشدنى از انرژى معنوى وجود دارد این مردان چون کوه هایى در میان دشت سر بالا کشیده اند و به ما نشان مى دهند که تا کجا مى توانیم بالا برویم و چه قدر هدفى که طبیعت شعور انسانى به آن متمایل است عالى است .
فقط چنین مردانى مى توانند براى زندگى درونى ما غذاى معنوى مورد نیازش را تهیه کنند.
در روان آدمى عواملى وجود دارد که به خوبى عقل و حس اخلاق و سجایا شناخته نشده اند این عوامل که با کلمات وصف شدنى نیستند، عبارتند از اشراق و کشش هاى غریزى و گاهى درک ماوارى حسى حقیقت نیروى فردى و ملى از غناى این جوهره هاى روانى سرچشمه مى گیرد این انرژى معنوى وصف ناپذیر در مللى که مى خواهند همه چیز را با فرمول هاى روشنى توصیف کنند یافت نمى شود، در فرانسه از میان رفته است ، زیرا فرانسوى هر آن چه را که غیر عقلانى است رد کرده و حقیقت اشیایى را که کلمات از بیانش عاجزند فراموش نموده است .
کسانى که مى خواهند تا آن جا که براى نسان ممکن است تعالى جویند، بایستى غرور فکرى را ترک بگویند و تو هم به قدرت مایشایى فکر روشن و اعتقاد به نیرویى مطلقث منطق را کنار بگذارند و بالاخره در خود حس ‍ جمالى و حس مذهبى را تقویت کنند عشق به جمال و عشق به خالق را نمى توان همچون ریاضى یاد گرفت . حس جمال جز به وسیله نفس جمال به دست نمى آید عشق جمال برگزیدگان خود راخیلى بالا مى برد، زیرا روان ما را به سوى دلیرى و وارستگى و زیبایى مطلق و خداوند مى کشاند فقط روى بال هاى معرفت است که روان آدمى مى تواند تعالى خود در پایان برساند.
))(189)
واقعیت هاى فوق عقل
اسلام در تعالیم جامعه خود به تمام جهات عقلانى و عاطفى بشر توجه نموده است . اسلام از طرفى مردم را به تعقل و تفکر، به دانش و منطق دعوت مى کند، و از طرف دیگر از تزکیه نفس و قوانین حساب شده علمى است ، ولى تمام آیین اسلام ، مسائل عقلانى و مطالب قابل سنجش علمى نیست . روح اسلام فوق عقل است ، فوق علم و محاسبه هاى علمى است .
ایمان به خدا که پایه اساسى دین خداست با پیمودن دو منزل به دست مى آید:
اول . منزل عقلى یعنى اثبات خدا.
دوم . منزل فوق عقل یعنى ایمان به خدا.
ایمان به خدا
در منزل اول ، قرآن شریف از نیروى عقل استفاده مى کند و مردم را به مطالعه در نظم حیرت انگیز و حساب شده جهان خلقت وا مى دارد تا از این راه به وجود خداوند حکیم و دانا پى ببرند و از نظر محاسبه عقلى و علمى ، به هستى او اعتراف نمایند. ولى ایمان واقعى به خداوند تنها توجه به محاسبه علت و معلول عقلى نیست ، باید این محاسبه علمى تصعید شود و از منزل عقل به منزل روان و به اعماق جان برود. و از صورت استدلال خشک عقلانى به حالت سراسر شوق و شور درآید، به عشق سوزان الهى تبدیل شود و در تمام ذرات وجود آدمى نفوذ نماید. باید آن منطق مستد و قابل سنجش و توضیح در ضمیر باطن تکامل کند و به ایمان ناسنجیدنى و اطمینان غیر قابل بیان مبدل گردد.
آرامش روان
نماز یکى از فرایض مهم اسلامى و مشتمل بر دو جنبه عقلانى و فوق عقل است . قسمت عقلانى نماز، مقررات حساب شده و قابل سنجش است . غسل کردن ، وضو گرفتن ، مسواک دندان ها و مضمضه ها و استنشاق از نظر پاکیزگى و نظافت ، مباح بودن آب وضو و لباس نمازگزار و محل نماز از نظر نظم مالى در اجتماع ، ترتیب اجزاى نماز از نظر انضباطهاى عملى ، تشکیل جماعت از نظر تحکیم روابط دوستانه اجتماع ، قیام و قعود و رکوع و سجود از نظر تلقین هاى روانى ، و مطالبى نظیر این ها هر یک از نظر عقلى قابل محاسبه و اندازه گیرى است . ولى روح نماز و حقیقت آن با محاسبه عقلى و علمى قابل اندازه گیرى نیست . روح نماز قرت به خداوند و ربط روحانى با پروردگار است . نماز معراج مؤ من و مایه صفاى باطن و عامل اطمینان و آرامش روان است . نماز براى نمازگزاران خاضع و خاشع بزرگ ترین پناهنگاه معنوى است . حالت وجدانى و تعالى نمازگزاران نه به زبان عقل قابل بیان است ، نه با محاسبه علمى قابل اندازه گیرى است . حقیقت غیر قابل سنجش نماز است که ضمیر باطن را از هر ناپاکى و پلیدى تطهیر مى کند و نمازگزار راه از گناه باز مى دارد.
تعدیل غرایز
(( ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر.)) (190)
نیروى ناسنجیدنى ایمان و قدرت غیر قابل توصیفى که در باطن نمازگزاران با ایمان به وجود مى آید به قدرى شدید است که مى تواند تمام غرایز سرکش را مهار کند و از تندروى تمایلات جلوگیرى نماید و آدمى را انسانى پاک و شایسته بسازد. قدرت غیر قابل سنجش ایمان است که مردم معتقد و مؤ من را در خلوت و جلوت از انحراف و ناپاکى مصون مى دارد.
حالات روحانى مردان پاک دل و هیجان هاى درونى صاحب دلان در مناجات هاى نیمه شب در پیشگاه خداوند، ناسنجیدنى و غیر قابل توصیف است ، ولى منشاء بزرگ ترین تحول روحى و تعالى روانى است ! شجاعت ، مالکیت نفس ، صفاى دل ، خیرخواهى ، فداکارى ، و خلاصه تمام سجایاى اخلاقى و انسانى در ظل ایمان و در پرتو نورانیت روان به دست مى آید.
اثر نیایش
(( الصابرین والصادقین و المنفقین والمستغفرین بالاحسار.))
((نیاز به خدا با نیایش ظاهر مى کند. نیایش یک فریاد عجز، یک تقاضاى کمک ، یک سرود عشق است و فقط شامل کلماتى نیست که معنایش را نمى فهمیم . اثرش تقریبا همیشه مثبت است و چنان چه گویى خداوند به آدمى گوش مى دهد و جواب مستقیمى عطا مى کند. حوادث غیر منتظره اى اتفاق مى افتد، تعادل روحى برقرار مى شود، دنیا چهره خشن و ظالم خود را از دست مى دهد و مهربان مى شود، قدرت عجیبى از عمق وجود ما سر بالا مى کشد. نیایش به آدمى نیروى تحمل غم ها و مصائب را مى بخشد و هنگامى که کلمات منطقى براى امیدوارى نمى توان یافت ، انسان را امیدوار مى کند و قدرت ایستادگى در برابر حوادث بزرگ به او مى دهد.
دنیاى علم از دنیاى نیایش متفاوت است ، ولى با آن متباین نیست ، همان طور که عقلانى با غیر عقلانى تباینى ندارد. این کیفیات هر قدر هم که غیر قابل درک باشد بایستى به واقعیت شان معترف بود.
))(191)
در قرآن شریف حقایق نامشهود و غیر قابل سنجش دین به کلمه غیب تعبیر شده و مؤ منین موظفند به آن حقایق فوق عقل ایمان بیاورند.
(( الذین یومنون بالغیب .)) (192)
بدون تردید قسمت اعظم مقررات دینى ، از عبادات و معاملات و سیاسیات از قبیل حدود و دیات ، قابل درک عقلى و محاسبه علمى است و قسمت کمى از حقایق دیانت فوق عقل بشر و غیر قابل سنجش است ، ولى ارزش تمام سنجیدنى هاى دین بر اساس قسمت ناسنجیدنى آن استوار است . اولین و مهم ترین پایه دین ، ایمان به خداست . ذات مقدّس حق و حالت روانى ایمان به خدا هر دو غیب است ، هر دو ناسنجیدنى و فوق عقل است . همچنین اساس نبوت بر پایه وحى استوار است . وحى نیز یک حقیقته غیر قابل سنجش و یک واقعیت فوق عقل و فوق علم است . معاد یکى از ارکان ایمان است ، ولى عمق آن ناسنجیدنى است . آن کس که دین را تنها از دریچه عقل نگاه کند و بخواهد تمام عقاید و احکام اسلام را با محاسبه علمى بسنجد قطعا حقیقت دین را نشناخته و روحانیت آیین الهى را درک نکرده و هدف مقدّس اسلام و قرآن کریم را نفهمیده است . همان طور که جمال واقعى و زیبایى یک تابلو گران قیمت به اندازه گیرى رنگ هاى تابلو و محاسبه علمى یک شیمیست دانشمند قابل بیان و سنجش نیست ، جمال روحانى دین خدا و نورانیت هاى ایمان مردان الهى نیز به زبان عقل و محاسبه علمى قابل توضیح و بیان نیست .
اینک بحث امروز:
فرصت دوران کودکى
کودک قبل از آن که عقلش به فعلیت برسد و قادر به درک مطالب علمى گردد، فطرت توحیدى و عواطف اخلاقى در ضمیر او فعلیت دارد و براى پذیرش تربیت آماده است . لازم است پدر و مادر به ارزش این فرصت مهم متوجه باشند و از بیدارى فطرت ایمانى و احساسات کودک حداکثر استفاده را بنمایند و از اوان طفولیت ، در روان وى ایمان به خدا و سجایاى اخلاقى را پرورش دهند و پیش از آن که عقلش به خوبى شکفته شود و در راه تحصیل علم درک حقایق عقلانى قدم بردارد، طفلى پاک نهاد و با ایمان ، خوش اخلاق و مورد اعتماد بار آمده باشد.
بشر قبل از آن که دیر راه اثبات وجود خداوند از نیروى عقل استفاده کند فطرتا به خداوند جهان متوجه است . براى ایجاد حس ایمان در کودک ، استدلال هاى عقلى ضرورت ندارد، تنها، نیروى فطرى و شناخت طبیعى که در نهاد خود اوست براى پرورش ایمان کافى است . طفل را به اتکاى سرشت طبیعى خودش مى توان به آسانى خداپرست بار آورد و او را به پروردگار خالق و مهربان مؤ من و معتقد نمود. همچنین براى پرورش ‍ راستگویى ، درستکارى ، محبت ، مهربانى ، وظیفه شناسى ، انصاف ، کمک به دیگران و خلاصه اصول سجایاى اخلاقى ، استدلال هاى علمى ضرورت ندارد. کودک را مى توان با آن صافت تربیت کرد و از اول او را به کارهاى نیک و پسندیده عادت داد.
پرورش صحیح احساسات پایه اساس تعالى روان است . نیل به سعادت و وصول به کمال لایق انسانى بدون پرورش ایمان و سجایاى اخلاقى ممکن نیست و اساس آن در دوران کودکى پى ریزى مى شود.
مشعل فروزان ایمان
((والدین و مربیان باید متوجه باشند که در راه تربیت کودک ، مذهب بزرگ ترین یار و مددکار آن هاست . ایمان و اعتقاد مشعلى است که تاریک ترین راه ها را روشن مى کند، وجدان ها را حساس و بیدار مى سازد. هر کجا که منحرفى وجود داشته باشد او را به آسانى به سوى راستى رهبرى مى کند.))(193)
((آن چه آدمى را به اوج سرنوشتش مى رساند احساسات است نه عقل . روان به وسیله رنج و شوق بیشتر تعالى مى پذیرد تا با کمک عقل و در این غیر، جایى که عقل بار گرانى شده است به پشت سر مى گذارد و به جوهره روان ، که عشق است منحصر مى گردد.
بسیارى از افراد امروزى آن قدر به زندگى حیوانى نزدیکند که مطلقا جویاى ارزش هاى مادى هستند. بدان جهت زندگى آنان خیلى کم مایه تر از حیوانات است ، زیرا فقط ارزش هاى معنوى مى تواند به ما روشنایى و شادى ببخشد.
))(194)
تزکیه نفس
((نخستین اصل پرورش قواى عقلانى نیست ، بلکه بناى تار و پودى عقلانى در خویشتن است که تکیه گاه تمام عوامل دیگر روانى باشد. ضرورت حس اخلاق ، کمتر از لزوم حس بینایى و شنوایى نیست . باید عادت کنیم تا به همان وقتى که نور را از ظلمت و صدا را از سکوت مى شناسیم ، خوبى را از بدى تمیز دهیم . وانگهى موظف شویم که از بدى پرهیز و خوبى کنیم .
رشد غذایى جسم و جان جز به کمک تزکیه نفس ممکن نمى شود. این وضع فیزیولوژیکى و روانى هر چند که به نظر معلمین و اجتماع شناسان امروزى ، غریب مى آید، معهذا رکن ضرورى شخصیت را مى سازد و همچون فرودگاهى است که روان مى تواند از آن اوج بگیرد.
))(195)
پرورش ایمان و اخلاق پسندیده در روان کودک ، یکى از حقوق فرزندان در آیین اسلام است و در این باره روایات بسیارى رسیده است . حضرت سجاد علیه السلام در ضمن حقوق فرزند فرموده است :
(( و انک مسئول عما ولیته به من حسن الادب والدلالة على ربه .)) (196)
پدر، در حکومتى که به فرزند دارد مسؤ ول است که طفل را مؤ دب و با اخلاق پسندیده پرورش دهد و او را به خداوند بزرگ راهنمایى کند.
درس خداپرستى
(( قال رسول الله صلى الله علیه و آله : حق الولد على والده اذا کان ذکرا ان یستقره امه و یستحسن اسمه و یعلمه کتاب الله و یهره .)) (197)
رسول اکرم (ص ) در حدیثى حقوق پسران و دختران را به پدران خود شرح داده و در ضمن فرموده است : از حقوقى که پسر به پدر خود دارد این است که مادر وى را احترام کند، براى کودک نام خوب انتخاب نماید، به کودک قرآن بیاموزد، و او را به پاکى و پاک دلى پرورش دهد.
(( عن النبى (ص ) قال ان المعلم اذا قال للصبى بسم الله کتب الله له و للصبى و لوالدیه برائة من النار.)) (198)
وقتى معلم به کودک نام خدا بیاموزد خداوند معلم و کودک و همچنین پدر و مادر طفل را از عذاب مصون مى دارد.
امام عسکرى علیه السلام فرمود: خداوند به پدر و مادر پاداش بزرگى عنایت مى فرماید.
(( فیقولان یا ربنا انى لنا هذه و لم تبلغها اعمالنا؟))
آنان مى گویند پروردگارا این همه تفضل درباره ما از کجاست ؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشى نیست .
حق شناسى از معلم
(( فیقال هذه بتعلیمکما ولدکما القرآن و تبصیرکما ایاه بدین الاسلام . )) (199)
در جواب گفته مى شود: این همه عنایت و نعمت پاداش شماست که به فرزند خود کتاب خدا را آموختید و او را در آیین اسلام بصیر و بینا تربیت کردید.
عبدالرحمن سلمى به فرزند حضرت حسین (ع ) سوره حمد را آموخت . وقتى کودک در حضور پدر سوره را خواند، حضرت حسین (ع ) علاوه بر پول نقد و پارچه اى که از راه حق شناسى به معلم طفل داد، دهان آموزگار را از در پر کرد.
(( فقیل له فى ذلک فقال علیه السلام ، و این یقع هذا من عطائه یعنى تعلیمه ؟)) (200)
کسانى که از این همه عطا تعجب کردند و در آن باره از حضرت سؤ ال نمودند. حسین علیه السلام در جواب فرمود: کجا پاداش مالى من به اعطاى آموزش این معلم برابرى مى کند؟ یعنى خدمت تعلیم سوره حمد از عطاى مالى من ارزنده تر است .
مبانى ایمانى و تعالیم اسلامى براى کودکان به اندازه اى مورد توجه پیشواى گرامى اسلام بوده که صریحا از پدران و مادرانى که به تربیت دینى کودکان خود بى اعتنا هستند برائت و دورى جسته و آنان را وابسته به خود ندانسته است .
لزوم پرورش ایمان
(( روى عن النبى صلى الله علیه و آله : انه نظر الى بعض الاطفال فقال : ویل آخر الزمان من آبائهم ! فقیل یا رسول الله من آبائهم المشرکین ؟ فقال لا، من آبائهم المومنین لا یعلمونهم شیئا من الفرائض و اذا تعلموا اولادهم منعوهم و رضوا عنهام بعرض یسیر من الدنیا فانا منهم برى و هم منى براء. )) (201)
رسول اکرم (ص ) به بعضى از کودکان نظر افکند و فرمود: واى به فرزندان آخر زمان از روش ناپسند پدرانشان . عرض شد: یا رسول الله از پدران مشرک ؟ فرمود: نه ، از پدران مسلمان که به فرزندان خود، هیچ یک از فرایض ‍ دینى را نمى آموزند و به ناچیزى از امور مادى درباره آنان قانع هستند. من از این مردم برّى و بیزارم و آنان نیز از من بیزار.
دانشمندان غرب نیز به لزوم تعالیم ایمانى براى حسن تربیت و تاءمین سعادت کودکان جدا معترفند.
ریموندبیچ مى گوید:
((بدون تردید تعلیمات اخلاقى و مذهبى بیش از سایر مسائل بر عهده خانواده است ، زیرا تربیت بدون اخلاق جز جنایتکار زیرک چیز دیگرى به بار نمى آورد. از طرف دیگر قلب انسان ، بدون مذهب نمى تواند به سوى اخلاق بگراید و اگر کسى بخواهد اصول اخلاقى را بدون مذهب بیاموزد، مانند این است که قصد کند پیکرى زنده ، اما بدون تنفس به وجود آورد.
نخستین تصویرى که کودک از خدا در ذهن خود ترسیم مى کند از روابطش با پدر و مادر سرچشمه مى گیرد و همچنین نخستین آگاهى او درباره اطاعت و بخشندگى و راستى ، با طرز عمل خانواده بستگى دارد و همه این مسائل بایستى در نخستین سال هاى کودکى انجام پذیرد زیرا در این سال هاست که ذهن طفل ، بهتر از مواقع دیگر براى ضبط آن چه درک مى کند آمادگى دارد.
پدر و مادر نه تنها فرصت و موقعیت مناسب براى توجه به پرورش روان و اندیشه کودک دارند، بلکه آن ها وظیفه مند هستند که خدا را با همه نیکى و نیرو، با همه اراده و بزرگى ، به فرزندان خود بشناسانند و براى این منظور آنان نمى توانند به سوى اخلاق بگراید و اگر کسى بخواهد اصول اخلاقى را بدون مذهب بیاموزد، مانند این است که قصد کند پیکرى زنده ، اما بدون نفس به وجود آورد.
نخستین تصویرى که کودک از خدا در ذهن خود ترسیم مى کند از روابطش با پدر و مادر سرچشمه مى گیرد و همچنین نخستین آگاهى او درباره اطاعت و بخشندگى و راستى ، با طرز عمل خانواده بستگى دارد و همه این مسائل بایستى در نخستین سال هاى کودکى انجام پذیرد، زیرا در این سال هاست که ذهن طفل ، بهتر از مواقع دیگر براى ضبط آنچه درک مى کند آمادگى دارد.
پدر و مادر نه تنها فرصت و موقعیت مناسب براى توجه به پرورش روان و اندیشه کودک دارند، بلکه آن ها وظیفه مند هستند که خدا را با همه نیکى و نیرو، با همه اراده و بزرگى ، به فرزندان خود بشناسانند و براى این منظور آنان مى توانند از دو منبع سرشار و غنى ، یکى از مذاهب و دیگرى از طبیعت ، استفاده برند.
))(202)


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مرتضی 3/11/90:: 12:41 عصر     |     () نظر


درس بشر دوستى را باید از کودکى فرا گرفت پدر و مادرى که با فرزند خود محبت مى کنند و نسبت به وى مهربان هستند مى توانند به او بفهمانند که دگران را دوست بدار. طفلى که هرگز از کسى محبت ندیده و لذت مهربانى را نچشیده بدار طفلى که هرگز از کسى محبت ندیده و لذت مهربانى را نچشیده است اساسا معنى محبت را نمى فهمد و این حقیقت روحانى و حیات بخش را درک نمى کند او در زندگى هر چه دیده است سردى و بى مهرى و احیانا خشونت و تندى بوده است او با مردم همان طور گفتار مى کند که مردم با او رفتار کرده اند از چنین انسانى نباید توقع بشر دوستى داشت .
محبت و مهربانى در خانواده پایه اساسى پرورش صحیح عواطف کودک است در پرتو محبت مى توان احساسات طفل را به خوبى رهبرى کرد و به راه صحیح و سعدت بخش سوق داد و او را انسان شایسته اى ساخت .
بچه اى که از مهر و محبت محروم مانده و راءفت و عطوفت ندیده است احساساتش به راه غلط مى رود، دچار تندخویى و خشونت ، بدبینى و بدخواهى ، دشمنى و کینه توزى ، و ده ها صفات ذمیمه دیگر مى گردد.
پرورش ایمان در کودک
(( قال الله العظیم فى کتابه :
((... الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین الاسحار.)))) (186)
روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان است و مصادف با روز شهادت پیشواى عالى قدر اسلام ، حضرت عل بن ابى طالب علیه السلام : این فاجعه بزرگ ومصیبت جبران ناپذیر را به عموم شیعیان و علاقه مندان آن حضرت تسلیم مى گویم .
در سخنرانى دیروز به عرض رساندم که عقل و احساس دو موهبت بزرگ الهى و دو سرمایه فطرى بشر است در راه نیل به خوشبخت و سعادت باید از هر یک از این دو نیرو استفاده کرد و هر کدام را در جاى خود به کار برد همان طور که علم و عدل ، منطق و استدلال و تفکر و تعقل براى تکامل بشر ضرورى است ، همچنین اخلاق و فضیلت ، ایمان و معنویت ، مهر و محبت که مایه تعالى روان است نیز لازم و حتمى است .
پدران و مادران در انجام وظایف تربیت کودک مکلفند
پرورش ایمان
احساس و عقل طفل را تحت مراقبت قرار داده و هر دو را به موازات یکدیگر با روش صحیح و عالمانه پرورش دهند.
یکى از وظایف پدر و مادر که موضوع بحث امروز است پرورش عواطف ایمانى و اخلاقى در کودک است به موجب روایات اسلامى پدران و مادران مسلمان موظفند از دوران طفولیت کودک را با ایمان بار بیاورند و فطرت خداپرستى را در روان وى بیدار کنند به وسیله عبادات تمرینى طفل را به اطاعت از او امر الهى وادارند و در پرتو ربط با خداوند، او را انسانى خلیق و شایسته تربیت نمایند.
 نام کتاب : کودک از نظر وراثت و تربیت ج 2

مؤ لف : دانشمند فقید، محمد تقى فلسفى



لازم است قبلا نکته اى را که توجه به آن در اساس پرورش ایمان و مباحث عواطف مفید است ، به عرض حضار محترم برسانم واقعیت ها، و حقایق در جهان خلقت از نظر دانش بشر بر دو قسمند:
قسم اول موجوداتى هستند که دانشمندان جهان در پرتو پیشرفت هاى علمى توانسته اند با اسباب و وسایل بسیار دقیق و قوى از آن ها اندازه گیرى کنند و نتیجه تحقیقات خود را با محاسبه صحیح ، به صورت ارقام بیان نمایند.
قسم دیگر واقعیت هایى است که در جهان خلقت هستى واقعى دارند، ولى دانش شر بر آن ها سلطه علمى تجربى ندارد، با وسایل و اسباب هاى دقیق به سنجش نمى آیند و دانشمندان از اندازه گیرى علمى نیست در تمام موجودات جهان ، به خصوص در ساختمان آدمى بسیار است به نظر دقیق دانشمندان ، حقایقى که قابل اندازه گیرى علمى نیست به مراتب مهم تر از واقعیت هاى قابل سنجش است .
واقعیت هاى ناسنجیدنى
دکتر کارل دانشمند نامى جهان مى گوید:
((بیان کمیت به زبان ریاضى علوم را به وجود آورد، ولى کیفیت در بوته فراموشى ماند انتزاع خصایص اولیه اشیاء، منطقى ، ولى از یاد بردن خصایص ثانوى آن ها نا صحیح بود و از آن نتایج و خیمى براى ما حصال گردید، زیرا در وجود آدمى آنچه به سنجش نمى آید از آنچه قابل اندازه گیرى است مهم تر است وجود فکر مانند تعادل فیزیکوشیمیایى سرم خون واقعى است ))(187)
سال و سرطان براى بشر دو ناخوشى زیان بخش و خطرنا کند مریض را ناتوان مى کنند، از پا مى اندازند، بدنش را آب مى کنند و ریشه حیاتش را مى سوزانند دانشمندان این هر دو را به خوبى شناخته و در لابراتورهاى مجهز و دقیق از تمام خصوصیات این دو ناخوشى اندازه گیرى کرده اند پیشرفت مرض ، شرایط مساعد براى پیشروى ، ضایعاتى که به وجود مى آید و خلاصه اصل مرض و تمام عوارضش به سنجش علم در آمده است .
جسد نیز مانند سل و سرطان ناخوشى خطرناکى است و در بعضى از مواقع عوارضش به مراتب از سل و سرطان بیشتر است و روى جسم و جان مریض آثار بسیار بدى مى گذارد عقل را تیره مى کند، انسانیت را مى کشد، فکر جنایت و خیانت را در آدمى پرورش مى دهد، نشاط و شادى را مى برد، خواب و آرام را سلب مى کند، بدن را تدریجا مسموم و ناتوان نموده و سرانجام تباه مى کند، ولى این ناخوشى در لابراتوراها قابل اندازه گیرى نیست ، میکروب ندارد، زیر ذره بین هاى بسیار قوى دیده نمى شود حسد یک حالت روانى ، یک احساس درونى است حسد یک واقعیت غیر قابل انکارى است که ده ها عارضه روى جسم و جان مریض مى گذارد، ولى با وسایل اندازه گیرى علمى قابل سنجش نیست .
ناکامى ها، شکست هاى روحى ، عقده هاى روانى ، وحشت ها و نگرانى ها مانند ناخوشى مالاریا و تب مالت جسم را ضعیف و بدن را رنجور و چهره را زرد مى کند ده ها عوارض مختلف دارد مالاریا و تب مالت با اسباب هاى علمى قابل سنجش است ولى ناکامى ها و عقده هاى روانى را نمى توان با وسایل علمى اندازه گیرى کرد.
زیبایى گل
یک شاخه گل بسیار زیبا در گوشه باغ خودنمایى مى کند، بینندگان را شیفته و فریفته مى نماید، از تماشاى آن موجود قشنگ لذت مى برند، و از آن همه جمال و زیبایى مبهوت مى شوند گل یک حساب مستقلى درد و زیبایى گل یک حساب دیگر گل دیگر از موضوعات علمى است و جمال گل از مسائل عاطفى است دانشمندان متخصص مى توانند از گل اندازه گیرى کنند و تمام مواد معدنى و عناصر طبیعى آن را بسنجند و با ارقام صحیح و قاطعى تعیین نمایند، ولى زیبایى و جمال گل قابل اندازه گیرى نیست آن واقعیت مبهوت کننده ، آن حقیقت جذابى که مردم را گرد گل جمع کرده و به تماشا و تحسین واداشته است ، خلاصه آن قشنگى و جمال گل به محاسبه دانشمندان و به سنجش اسباب هاى علمى دانشگاه نمى آید زیبایى و جمال را عواطف بشر مى فهمد، احساسات آدمى درک مى کند نه عقل و علم ، نه دانش و دانشگاه مسائل علمى است که قابل اندازه گیرى و محاسبه است ، عواطف و احساسات در محاصره علوم تجربى قرار نگرفته و با اسباب و وسایل علمى قابل اندازه گیرى نیستند.
یک تابلو نفیس و گران قیمت که اثر ذوق و احساسات نقاش خوش قریحه و زبردستى است با یک میلیون تومان معامله مى شود و هزارها ساعت عمر گران بهاى مردم با شور و هیجان صرف تماشاى آن مى گردد. آن چه از این تابلو با چشم علم و اندازه گیرى لابراتواربه حساب مى آید عبارت از ده گرم رنگ قرمز و یکصد گرم رنگ سبز و پنجاه گرم آبى با ترکیبات مخصوص ‍ شیمیایى و مقدارى چوب و پارچه ، و تمام آنها بیش از چند تومان ارزش ‍ ندار، معامله مى شود، آن متاع ، عقلى و علمى نیست آن متاع شیمیایى و لابراتوارى نیست . آن متاع را با اسباب هاى علمى نمى توان اندازه گیرى کرد آن متاع جمال و زیبایى است جاى عرضه آن بازار ذوق مردم است و خریدارش عواطف و احساسات آنان عناصر شیمیایى و مواد طبیعى تابلو قابل اندازه گیرى و محاسبه علمى است ، ولى زیبایى و جمال تابلو به سنجش علمى دانشمندان دانشگاه نمى آید.
حقیقت درخشان ، ایمان خلقیات پسندیده و سجایاى اخلاقى مانند بشر دوستى ، خیر خواهى ، شجاعت ، سخاوت ، عفت ، راءفت و محبت و امثال آن ها و همچنین سیئات اخلاقى مانند حسد، کبر، کینه ، حرص و نظایر آن ها از مسائل روانى و مربوط به احساسات و عواطف است خلقیات پسندیده و ناپسند واقعیت هایى هستند که آثار خوب و بد خود را روى جسم و جان بشر مى گذارند، ولى با وسایل و اسباب هاى علمى قابل اندازه گیرى نیستند وجود یک واقعیت غیر از قدرت اندازه گیرى اوست باید با چشم واقع بین حقایق را دید و به وجود واقعى آن ها اعتراف کرد، اگر چه وسایل علمى از سنجش آن ها عاجز باشند.
((محققین نمى توانند تمام جنبه هاى شخصیت آدمى را مورد کاوش قرار دهند چه ، تکنیک هاى ما ازآن چه جرم و بعد ندارد چیزى درک نمى کند و جز بر روى اشیاى که در قلمرو زمان و مکان مى توان یافت اعمال نمى شود و براى سنجش حرص و کینه و دشمنى و مهر و زیبایى و تخیلات دانشمندان و ایمان مذهبى ناتوان است ولى از آن جا که آثار فعالیت هاى روانى و معنوى مداوم در طبیعت و افکار و رفتار و سلوک ما منعکس ‍ مى گردد، به آسانى مى توان نتایج صورى و فیزیولوژیکى این حالات روانى را نیز دریافت اگر ما از عهده تعریف شیئى برنیامدیم دلیل بر عدم آن نیست .))(188)
چندى است دانشمندان بشر با روش هاى تازه اى به تحقیقات علمى پرداخته و از رازهاى مهمى در طبیعت پرده بردارى کرده اند ذرات کوچک راضى و اجرام بزرگ کیهانى تحت مطالعه دقیق قرار گرفت ، بسیارى از مسایل که در گذشته ناشناخته و مجهول بود حل شد در تمدن جدید، علم از مرحله تصور و خیال به صورت تجربه و محسوس در آمد و لابراتوارها از موالد طبیعت اندازه گیرى کرده و با عدد جواب دادند.
پیروزى هاى علم
دانش جدید انقلاب عظیمى در تمام شؤ ون زندگى بشر پدید آورد و تمدن نوین را پى ریزى کرد بشر با سلاح نیرومند علم بر طبیعت غلبه کرد و مجهولات ، یکى پس از دیگرى بر وى معلوم شد به زوایاى تاریک طبیعت راه یافته و از اسرار نهفته جهان آگاه شد بسایط و مرکبات عالم را شناخت و از آنها اندازه گیرى کرد و از راه پى بدن به علل و معالیل ، نقش هر یک را در جهان مرده و زنده تشخیص داد نهانى اش را مسخر کرد بر محیط جاذبه زمین غلبه نمود و راکت هاى خود را به خارج پرتاب کرد امروز در مغز خود فکر تسخیر اجرام سماوى مى پرورد، امیدوار است روزى به کرات آسمانى دست یابد و با قدرت علم بر آنها نیز حکومت کند.
همه این پیروزى ها از راه علم نصیب بشر شد علم متکى به تجربه ، علم محسوس ، علم آزمایشگاهى ، علمى که پایه اش روى محاسبه و اندازه گیرى است علوم تجربى با پیشرفت هاى عظیم خود افکار مدرم را سخت تحت تاءثیر قرار داد جهانیان متوجه این علوم شدند، دانشگاه ها بر پایه همین علوم استوار گردید رفته رفته تمام توجه بشر به واقعیت هاى قابل سنجش ‍ معطوف و حقایق ناسنجیدنى به دست فراموشى سپرده شد تکامل و ترقى علوم سنجیدنى بعضى از مردم کم ظرفیت را گویى کر و کور کرد چنان مست و مغرور شدند که تمام حقایق و واقعیت هاى غیر قابل سنجش را نکار کردند خدا را فراموش نمودند ایمان به خدا و پیامبران الهى و همچنین احترام به مبانى روحانى و تعالى روانى بشر را که بزرگ ترین سرمایه سعادت آدمى است به باد تمسخر و تحقیر گرفتند این نادانى در نظر دانشمندان واقع بین جهان بزرگ ترنى مصیبت در تمدن امروز است !
پایه گذاران تمدن جدید صریحا اعتراف داشتند که اطلاعات علمى بشر در این جهان بزرگ بسیار کم و ناچیز است دانشمندان امروز جهان نیز به نارسایى علم در شناختن میلیون ها واقعیت و حقایق نهفته در وجود انسان و همچنین در جهان بزرگ خلقت معترفند!
نارسایى دانش
((ادیسون مى گوید که از یک درصد مجموع دانستنى ها، ما فقط یک میلیونیم آن را مى دانیم و نیوتن گفته است که دانش کل ، مانند خلیجى است که من و همکارانم فقط چند دانه ریگ جالب از این پهناى وسیع برداشته ایم !
اگر فرض کنیم روزى بشر آن قدر در راه علم و دانش پیشروى کند که تمام واقعیت هاى عقلانى خود و جهان خلقت را بفهمد و از همه آن ها اندازه گیرى کند، تازه باید گفت که یک قسمت از واقعیت هاى انسان و جهان را فهمیده است و از قسمت هاى دیگر بى خبر است ، زیرا حقایق منحصر به مسائل عقلانى نیست و تمام واقعیت ها را نمى توان با استدلال عقلى و منطقى علمى درک کرد مطالب عاطفى و حقایق غیر عقلانى نیز از واقعیت هاى انکارناپذیر روان بشر است عقل و سنجش هاى علمى در آن ها راه ندارد مردان تحصیل کرده و عالم اگر بخواهند واقع بین باشند و حقیقت را آن طورى که هست ببینند لازم است خویشتن را از اسارت غرور علمى خلاص کنند، در کمال آزادگى با توجه به ارزش امور عقلانى ناسنجیدنى روانى اعتراف نمایند و در راه تکامل خود و جامعه ، از دو قدرت نیرومند عقل و احساسات به موازات یکدیگر استفاده کنند.



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مرتضی 3/11/90:: 12:41 عصر     |     () نظر

روش پیشوایان اسلام
تکریم و احترامى که پیشوایان اسلام از مردم مى نمودند یکى از عوامل مؤ ثر پیشرفت این آیین مقدّس بود.
مسلمین نیز مکلف بودند وظیفه اخلاقى تکریم و احترام را قولا و عملا نسبت به همه مردم مراعات نمایند و هرگز موجب تحقیر یکدیگر نشوند قرآن شریف فرموده است :
(( و قل لعبادى یقولوا التى هى احسن ))
اى پیغمبر به بندگان من بگو در مقام مکالمه با مردم ، از هر طبقه اى که باشند، به نیکى سخن بگویند و از گفتارهاى زشت پرهیز نمایند.
(( عن ابى جعفر علیه السلام قال فى قول الله عزوجل : و قولوا للناس ‍ حسنا قال قولوا للناس احسن ماتحبون ان یقال لکم .)) (85)
اما باقر علیه السلام فرموده است : به بهترین و پسندیده ترین وجهى که میل دارید مردم درباره شما سخن بگویند شما درباره مردم سخن بگویید همانطور که آدمى از سخنان تحقیرآمیز، و زننده دیگران متنفر است وظیفه دارد درباره مردم ، زشت و تحقیرآمیز سخن نگوید.
(( کان ابو جعفر (ع ) یقول : عظموا اصحابکم و وقروهم و لا یتهجم بعضکم على بعض .)) (86)
امام باقر علیه السلام مى فرمود: دوستان خود را تکریم کنید و با احترام با آنان برخورد نمایید و بر خلاف ادب متعرض یکدیگر نشوید.
(( عن ابى عبدالله (ع ) قال : من اتاه اخوه المسلم فاکرمه فانما اکرم الله عزوجل .)) (87)
کسى که برادر مسلمان خود را که بر او وارد شده است احترام نماید خدا را احترام کرده است .
(( قال رسول الله (ص ): من اکرم اخاه المسلم بکلمة یلطفه بها و فرج عنه کربته لم یزل فى ظل الله الممدود، علیه الرحمة ماکان فى ذلک .)) (88)
اثر تکریم به مردم
کسى که برادر مسلمان خود را با کلمات مودت آمیز خویش احترام نماید و غم او را بزداید، تا این سجیه در او باقى است پیوسته در سایه رحمت خداوند است .
(( عنه علیه السلام : لا تحقرن احدا من المسلمین فان صغیر هم عندالله کبیر.)) (89)
اجتناب از تحقیر
هیچ یک از مسلمین را تحقیر نکنید و کوچک نشمارید، زیرا مسلمانى که در نظر شما کوچک است نزد خداوند بزرگ است .
در آیین مقدّس اسلام آیات و روایات بسیارى درباره تکریم و احترام به شخصیت مردم رسیده است براى توجه آقایان محترم به این مختصرى که عرض شد قناعت نموده ، اینک در پیرامون احترام به شخصیت کودک که موضوع بحث امروز است عرایضى را تقدیم حضار محترم مى نمایم .
تربیت هاى دوران کودکى
برنامه زندگى و روش هاى اخلاقى دوران عمر تمام زنان و مردان اجتماع عبارت از مجموعه تربیت هایى است که در دوران کودکى از پدران و مادران در محیط خانواده و از آموزگاران در محیط آموزشگاه ها فرا گرفته اند هر خوب و بدى را که آنان در ایام طفولیت به کودکان آموخته اند در بزرگسالى از خود بروز مى دهند و عملا به کار مى بندند. به عبارت دیگر، وضع روحى و اخلاقى و کیفیت رفتار و گفتار مردم هر عصرى محصول بذرهاى تربیتى است که در ایام کودکى در مغز آنان افشانده شده است خوبى و بدى ، پاکى و ناپاکى ، قوت و ضعف ملت فردا را باید در روش تربیت کودکان امروز جست و جود کرد.
احیاى شخصیت کودک
شخصیت ، استقلال اراده ، اعتماد به نفس و همچنین زبونى ، فرومایگى و عدم اعتماد به نفس از صفاتى است که اساس آن در دامن پدر و آغوش مادر پى ریزى مى شود پدران و مادرانى که علاقه دارند فرزند با شخصیتى پرورش دهند لازم است از دوران کودکى به آن متوجه باشند و این خوى پسندیده را از اول در آنان احیا نمایند طفلى که در خانواده زبون و پست بار آمده است ، کودکى که پدر و مادر با وى معامله یک انسان نکرده و او را یک عضو محترم خانواده به حساب نیاورده اند، در بزرگى نمى توان از او توقع استقلال و شخصیت داشت . او خود را انسان لایقى نمى داند و براى خویش شخصیتى نمى بیند. او یک موجود بدبختى است که از اول فرومایه و زبون بار آمده و مشکل است این خوى ناپسند را در خود تغییر دهد.
تربیت صحیح و پرورش صفات پسندیده در کودک تنها در پرتو برنامه صحیح علمى و عملى میسر است پدر و مادر باید آن را به خوبى فراگیرند، قدم به قدم دنبال کودک خود باشند و عملا آن را به کار بندند خانواده هایى که به فرا گرفتن وظایف تربیت کودک بى علاقه باشند یا آن که عملا وظایف خود را انجام ندهند، به پرورش صحیح فرزندان خویش موفق نخواهند شد.
تکامل روانى کودک
((تکامل روانى و عصبى طفل تصادفى نیست ، بلکه از روى قواعد معینى انجام مى گیرد و نباید درباره عقب افتادگى یکى از جلوه هاى روحى او سهل انگار باشیم ، بلکه باید نقص عصبى و روانى را مانند مرضى تلقى کرده و تحت مواظبتهاى مخصوص قرار دهیم در همان اوان کودکى طفل یاد مى گیرد که چگونه از اعصاب و دستگاه حواسش استفاده کند.
راه مى افتد، صحبت مى کند، درک مى کند، مى پرد و معرفت سمعى و بصرى حاصل مى کند و در این هنگام مى توان گفت واقعا به دنیا آمده است .
بسیارى از پدران و مادران همین که بچه آن ها راه مى افتد و حرف مى زند و دست هاى خود را کثیف نمى کند و چشم هاى خوبى دارد راضى و خرسند مى شوند و وى را به دست تصادف مى سپارد و به حال خودش مى گذارند خلاصه مى توان گفت فرزندانش مثل ساعت است که کودک شده باشد کار مى کند و صداى تیک تاکش شنیده مى شود، ولى از صفحه و عقربه هایش ‍ خبرى نیست .
))(90)
ایجاد شخصیت و اعتماد به نفس در کودک یکى از وظایف تربیتى پدران و مادران است و پیدایش این حالت روانى در اطفال برنامه منظمى دارد که اگر با دقت به کار برده شود، نتیجه مثبت و فرزند با شخصیت بار مى آید و عدم توجه به آن باعث زبونى و فرومایگى طفل است .
احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وى یکى از اساسى ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک است رهبر گرامى اسلام این برنامه بزرگ را در یک عبارت بسیار کوتاه بیان فرموده و صریحا اجراى آن را به پیروان خود دستور داده است .
احترام به کودک
(( عن النبى صلى الله علیه و آله : اکرموا اولادکم و احسنوا ادابکم .)) (91)
رسول اکرم فرمود: به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آن ها معاشرت نمایید.
کسانى که مى خواهند فرزند با شخصیت بپرورند قطعا باید به آموزش عمیق و عالمانه رسول اکرم عمل کنند پدران و مادرانى که فرزندان خود را احترام نمى کنند و با رفتار زشت و ناپسند خود آنان را توهین و تحقیر مى نمایند، نمى توانند فرزندان ارزنده و با شخصیت تربیت کنند.
لازم است در اطراف این حدیث شریف توضیحى داده شود تا شنوندگان محترم معنى آن را بهتر درک کنند و پدران راه اجراى دستور پیغمبر و اعمال احترام به کودک را متوجه شوند.
احترام و تکریم یا توهین و تحقیر به کودک منحصر به وضع مخصوصى نیست پدران و مادران مى توانند از راههاى مختلفى قولا و عملا به فرزندان خود احترام کنند یا به صور گوناگونى آنان را اهانت نمایند در توضیح امروز بعضى از موارد تکریم یا تحقیر کودک و نتایج مفید و مضر آن را به عرض ‍ شما مى رسانم .
اولین شرط تربیت صحیح و پرورش شخصیت و استقلال کودک آن است که پدران و مادران فرزندان خود را بشناسند و ارزش حقیقى آن ها را از نظر دور ندارند باور کنند که طفل آنها یک بره یا یک مرغ نیست که فقط غذایى بخورد و حرکتى کند و درجایى بخوابد طفل آنها یک انسان است ولى کوچک یک انسان واقعى است ، ولى ضعیف و ناتوان یک بشر حقیقى است و داراى ذخایر و سرمایه هاى بزرگ انسانى که باید تدریجا استعدادهاى درونى اش شکفته شوند و از قوه به فعلیت بیایند.
طفل یک انسان واقعى است
((طفل در تمام جریان رشد در برابر پدر و مادر و تمام جهان احساس ‍ حقارت مى کند این حس نقصان که در تمام شؤ ون زندگى طفل هویداست زاییده عدم قدرت اولیه اعضا و عدم اطمینان و فقدان استقلال است ، و همچنین در اثر احتیاج ، اتکاى به چیزى قوى تر از خود و تسلیم در برابر محیط پدید مى آید همین حس حقارت است که در طفل فعالیت دائم و احتیاج به مشغولیت و میل به ایفاى نقشى و امتحان قوا را ایجاد مى نماید کودک در بحبوحه آمال و آرزوهایى آینده و آمادگى بدنى و عقلانى خود سیر مى کند استعدادى که طفل را قابل تربیت مى سازد زاییده همین حس ‍ حقارت است ، زیرا آینده براى او منبع جمیع قدرت هاست که در این حس ‍ حقارت و حالت جنگجویى او نیز منعکس مى شود و هر چه از حقارتش ‍ بکاهد براى او در واقع بهترین پاداش هاست طفل همواره مى خواهد با ایفاى نقشى خود را به مردم نشان دهد، محرکش در هر عملى میل به تفوق است .))(92)
رشد معنوى کودک
پدران و مادرانى که در خانواده با فرزندان مهربانند و میدان را براى فعالیت هاى فطرى آن ها باز مى گذارند و آنان را در کارهاى کودکانه خود تمسخر و تحقیر نمى کنند خیلى زود به رشد معنوى و شخصیت روانى نایل مى شوند برعکس ، پدران و مادران مستبدى که در خانواده به خشونت رفتار مى کنند وبا کارها و سخنان ناپسند خود محیط وحشت و ترس به وجود مى آورند، استعدادهاى درونى کودکان را از رشد طبیعى خود باز مى دارند و این کودکان به علت ضعفى که همواره در خود احساس مى کنند بى شخصیت و زبون بار مى آیند.
((یک علت که عامل اساسى حقارت در کودکان است تظاهرات خیلى شدید قدرت و زور بزرگ هاست هیچ چیز به قدر این تحقیر و توهینى که کودک در قبال زور احساس مى کند آتش شوق او را به کوششش و تلاش و اعتمادش را به خویشتن خاموش نمى سازد، به ویژه هنگامى که والدین پس ‍ از توسل به زور اضافه مى کنند ((تو نمى توانى این کار را بکنى ... بیهوده سعى مکن )) بدتر اینکه گاهى به این هم اکتفا نمى کنند و با گفتن جملاتى نظیر: ((احمق براى چه مى خواهى این کار را بکنى .))، ((نمى بینى عرضه اش را ندارى .)) کودکان بى گناه را به ستوه مى آورند. به ندرت اتفاق مى افتد که با یک چنین روشى در تربیت ، کمپلکس شدید احساس حقارت در کودکان به وجود نیاید گاه تنها وجود یک پدر خیلى مقتدر و سلطه جو کافى است براى این که مانعى پایدار جهت ایجاد خوى متعادل در نهاد کودکان گردد.))(93)
در ضمن حدیثى که دیروز به عرض شما رساندم رسول اکرم درباره کودک فرموده بود:
(( و لا یرهقه و لا یخرق به .))
به فرزند خود نگوید تو سفیهى ، پستى ، ستمگرى ، تو احمقى ، بدکاى ، دروغگویى . زیرا هر یک از این کلمات به تنهایى اهانت و بى احترامى به شخصیت کودک و مانع رشد معنوى و تکامل اوست .
غریزه بازى در کودک
یکى از غرایزى که خداوند حکیم در باطن کودکان قرار داده ، تمایل به بازى است کودک بالفطره میل به بازى دارد گاهى مى دود و جست و خیز مى کند، گاهى با اسباب بازى هاى خود سرگرم مى شود و از جابه جا کردن آن ها لذت مى برد این کارها که به نظر ابتدایى لغو و بى اثر مى نماید، منشاء تکامل جسم و جان کودک است بازى عضلات طفل را نیرومند و استخوان بندى اش را محکم مى کند بازى قدرت ابتکار او را به راه مى اندازد و استعدادهاى درونى اش را آشکار مى کند قسمتى از زندگى اطفال را بازى اشغال نموده و در روایات اسلامى به بازى اطفال توجه مخصوص شده است .
(( عن ابى عبد الله علیه السلام : الغلام یلعب سبع سنین و یتعلم الکتاب سبع سنین و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین .)) (94)
امام صادق علیه السلام مى فرمود: طفل هفت سال بازى کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال مقررات زندگى و حلال و حرام قانونى را یاد بگیرد.
(( و عنه علیه السلام : دع ابنک یلعب سبع سنین .)) (95)
فرزند خود را هفت سال آزاد بگذار بازى کند.
یکى از فواید بازى کردن تمرین استقلال اراده و احیاى حسن ابتکار است موقعى که طفل روى خاکها چاه مى کند، وقتى دست به کار بنایى شده اطاقک مى سازد، تمام دستگاه فکرش مانند یک مهندس ساختمان کار مى کند و از موفقیت هاى خود لذت مى برد موقعى که در وسط کار با مانع برخورد مى کند، چاه فرو مى ریزد یا اطاقک خراب مى شود، به فکر چاره جویى مى افتد و همه این کارها به رشد فکر و بروز شخصیت او کمک مى کند اگر پدر یا مادر او را مسخره کنند، او را احمق و کارهاى او را احمقانه بخوانند، به او توهین شده و بزرگ ترین ضربه به شخصیت روحى او وارد آمده است .
((اگر بچه ها خواستند براى کار خودشان برنامه اى درست کنند شما هرگز مانع آن نشوید زیرا عمل دنبال کردن یک نقشه طرح شده بدون مانع و انقطاع در ایجاد شخصیت آنها تاءثیر بسیارى دارد.
بزرگ ها در کارهاى عادى و روزانه کار انجام مى دهند پاى بند مراعات نظم مخصوصى نیستند، در حالى که بچه ها به عکس میل دارند خود نقشه اى داشته باشند. اما آیا ما آنها را در اجراى نقشه هایشان آزاد مى گذاریم ؟ هرگز! اگر بچه ها گرم بازى هستند ما بازى آن ها را متوقف مى کنیم براى این که با ما به گردش بیایند. اگر دارد سطلى را از شن پر مى کند یا عروسکى را لباس مى پوشاند آن ها را از دست او مى گیریم براى این که بیاید نزد مهمان سلام کند.
اینها سبب مى شوند که کودک یقین کند یک حقارت و پستى خاصى او را پایین تر از سایرین قرار داده است ، و البته در این صورت کودک چنین درک مى کند که همه کارهاى او بى معنى است ، خودش موجود بى اهمیت و بدون مسؤ ولیت و بى لیاقتى است ، آن وقت چگونه مى خواهید با این شرایط اعتماد به نفس و مسؤ ولیت را که لازمه موفقیت او در زندگى روزانه است ، در این وجود کوچک تلقین کنید؟!
))(96)
گفته نبى اکرم (ص ) را پیوسته به خاطر داشته باشید:
(( اکرموا ولادکم .))
کودکان خود را احترام کنید و آنان را مورد مسخره و اهانت قرار ندهید.
فراموش نکنید که فرموده است :
(( و لا یرهقه و لا یخرق به .))
او را احمق و نادان ، ابله و سفیه نخوانید.نام کتاب : کودک از نظر وراثت و تربیت ج 2

مؤ لف : دانشمند فقید، محمد تقى فلسفى



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مرتضی 3/11/90:: 12:20 عصر     |     () نظر

                             


سلام


کانال ارتباطی09138632736 آدرس ایمیلmortazaf20@yahoo.com و پیام گداشتن روی وبلاگ  است.


قابل توجه مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی  و دبیرستان های دولتی و غیردولتی قم : 


آیا معلم حق التدریس ریاضی می خواهید ؟ اینجانب مرتضی. ف


با دو سال سابقه کار(88و89) با مدرک لیسانس ریا ضی که اکنون به خاطر علاقه به تحصیلات حوزوی ساکن قم و طلبه آزاد( بدون شهریه) هستم و وقتم آزاد است. سربازی را گذرانده ام.


حاضربه همکاری با موسسه آموزشی و مدرسه شما می باشم .


1-تدریس ریاضی تمامی پایه ها


2- علوم وحرفه فن و زبان انگلیسی راهنمایی


3-فیزیک



نوشته شده توسط مرتضی 3/11/90:: 10:58 صبح     |     () نظر